الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
407
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1037 - حاجت كوچك شخص ديگرى يكى را گفت : نزد تو از براى حاجت كوچكى آمدهام . در جواب گفت : رهايش كن تا بزرگ شود . 1038 - وصف زنان بيض أوانس ما هممن بريبة * كظباء مكة صيدهن حرام يحسبن من لين الحديث زوانيا * و يصدهن عن الخنا الاسلام ( ناشناس ) * * * سفيدرويانى كه هيچگاه در دلهايشان حرام را راه ندادند و مانند آهوان حرم شكار آنها حرام است . از فرط نرمزبانى و عشوه ، بدكار به نظر مىرسند در حالى كه اسلام آنها را از هرگونه خيانتى باز مىدارد . 1039 - صوفى ! از « رويم » پرسيدند : صوفى كدام است ؟ گفت : آنكه مملوك چيزى و مالك چيزى نباشد . 1040 - تصوّف ؟ هم او گفته : تصوّف آن است كه يكى از دو چيز را بر يكديگر تفضيل ندهد . 1041 - گام در وصل و فصل از سخنان سمنون محب : اوّلين گام وصال بنده ، حق را سبحانه آن است كه ترك نفس خويش كند و اوّلين گام دورى بنده حق را سبحانه ، پيوستن به نفس خويش است . 1042 - در يارى برادر در حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله آمده : برادرت را ستمگر باشد يا ستمديده ، يارى كن ! پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را پرسيدند : چگونه ستمگر را يارى بايستى كرد ؟ فرمود : با منع وى از ستم بيشتر و مرگ را به يادش آوردن .